تبلیغات
آینده روشن : همسفر سمیرا

آینده روشن : همسفر سمیرا
کنگره 60 درمان اعتیاد 
قالب وبلاگ
چت باکس


                                                           به نام خالق زیباییها

روز دوشنبه97/01/27 جلسه پنجم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانیهمسفر مهتاب، استادی همسفر سمیرا و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه: « وادی هشتم » راس ساعت۱۶شروع به کار نمود.


 همسفری که به کنگره می آید هیچ موقع ناامید نشود، اگر امید داشته باشد و در صراط مستقیم قرار بگیرد مسافرش را باور کند و حرکت کند راه برایش نمایان می شود و به رهایی می رسد.

ما هفت وادی را پشت سر گذاشته ایم و اکنون به وادی هشتم رسیدیم به نظر من وادی هشت به دستور جلسه هفته قبل مربوط می شود یعنی یک همسفر اگر به دانایی موثر رسیده باشد می تواند وادی هشت را اجرا کند. چون با حرکت راه نمایان می شود. من می دانم کنگره بهترین مکان است ولی حرکت نمی کنم چون به دانایی رسیدم ولی دانایی موثر نیست پس کسی می تواند با حرکت راهش را نمایان کند که به دانایی موثر رسیده باشد.

 نکته ای که در پیام وادی آمده می گوید در سکون زایشی نیست همه چیز در حرکت است. الان که فصل بهار است مشاهده می کنیم درختان شکوفه داده اند و این یعنی زایش، آیا من در ایام عید حرکتی کردم یا نشستم و گفتم من خیلی خوب شده ام ولی رفتارم با مسافرم مثل قبل بود و با کوچک ترین حرفی بهم ریختم پس حرکتی نکردم فقط ادعای حرکت را داشتم.

 حتی کوهها که استوار و محکم ایستاده اند در حال حرکت هستند هر چیزی در این هستی وجود دارد حرکت می کند پس چرا من همسفر که به کنگره آمده ام حرکت نکنم؟ وقتی سر موقع جلسات را بیایم، حرف راهنمایم را گوش کنم، سی دی گوش بدهم، سی دی بنویسم این یعنی وادی هشت را انجام داده ام . اگر حرکتی نکنم چیزی به دست نمی آورم باید تلاش کنم تا به هدفم برسم.

 وادی هشت با، کلمۀ با شروع شده و به نظر من این یعنی من سمیرا شروع کنم به حرکت کردن تا تغییر کنم. دست روی دست گذاشتن و ناشکری کردن و گفتن چراهای مختلف هیچ نتیجه ای برای من ندارد در کنگره یاد گرفتیم فرد مصرف کننده یک بیمار است پس حرکت کن تلاش کن تا هم خودت تغییر کنی و هم مسافرت تغییر کند.

 وادی هشت در مورد شیطان گفته که از فرمان خدا سرپیچی کرد و از بهشت رانده شد و شیطان هم گفت تا موقعی که هستم انسانها را از مسیرشان منحرف می کنم مثل وقتی که می خواهیم به کنگره بیاییم شیطان در مسیرم قرار می گیرد به این صورت که تو خسته ای یک کم بخواب، سی دی می خواهم بنویسم یک کاری برایم پیش می آید و به هر طریقی شیطان لحظه به لحظه انسان را منحرف می کند. خداوند به ما انسانها اختیار کامل داده پس یک همسفر اختیار کامل دارد حرف شیطان را گوش بدهد یا ندهد، اختیار کامل دارد راه فسق و فجور را انتخاب کند یا راه محبت و دوستی را انتخاب کند. می توانم با مسافرم با عشق و محبت صحبت کنم یا نه، پس در هر زمینه ای و همچنین در کنگره دو تا راه را می توانیم انتخاب کنیم یا راه مستقیم یا راه شیطانی، راه مستقیم یعنی در حاشیه نباشیم چه کسی سفر می کند، چه کسی مسافرش می آید یا نمی آید. در راه خودت باش به کنگره می آیی برای حال خوش خودت، به آرامش رسیدن خودت،پس چه در کنگره و چه در بیرون کنگره باید راه ما راه مستقیم باشد.

آقای مهندس در وادی هشت گفته اند:

گر مرد رهی میان خون باید رفت    از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه درنه و هیچ مپرس   خود راه بگویدت که چون باید رفت

منظورش این است اگر می خواهی تغییر کنی باید در صراط مستقیم حرکت کنی. من سمیرا ادعا می کنم تغییر کرده ام ولی با کوچکترین گریز مسافرم به هم می ریزم یعنی من تغییر نکرده ام، هنوزمنیت و غرور دارم هنوز آموزشها را یاد نگرفته ام. وقتی به کنگره آمدید باید بدانید که اینجا آخرین جا و بهترین جا برای درمان مسافرت هست گریه و زاری کردن و نه نمی شود کاری از کار پیش نمی بردو مسافرت مصرف کننده بوده می آید کنگره و سفر می کند با شربت اوتی و تغییر می کند تا به درمان برسد.

 برای حرکت کردن ابتدا باید یکسری اطلاعات داشته باشید مثلا شب حرکت کنید یا روز حرکت کنید چه وسایلی را بردارید در حرکت سه نکته را باید در نظر بگیریم ۱-خواسته و هدف فرد کاملا مشخص باشد می خواهیم مسافرمان رها شود یا نمی خواهیم؟ می خواهیم به حال خوش برسیم؟ هدفمان از آمدن به کنگره چیه؟ آیا فقط حواسم به حرکت مسافرم هست یا اینکه مسافرم را رها کرده ام و سکوت کرده ام تا مسافرم کار خودش را انجام دهد. من سمیرا خدا را شکر مسافرم سفر کرد و رها شد و من هم هدفم را مشخص کردم۲-در جهت هدفم حرکت کنم اگر می خواهم راهنما شوم باید تمام سعی و تلاشم را بکنم، سی دی گوش کنم، سی دی بنویسم، در جلسات مشارکت کنم، خدمت کنم در واقع برای خواسته ام تلاش کنم. راهنای عزیزم خانم زهره همیشه می گفتند هر وقت دیدی حالت خوب نیست یک سری به خودت بزن ببین چه کار کردی که حالت خوب نیست آیا در مسیر و خط و خطوط خودت بودی یا دوربینت را روی مسافرت زوم کرده ای؟ وقتی مسافر را رها کردی حالت خوب می شود. ۳-در مسیر حرکت ممکن است چندین راه در مسیرت قرار بگیرد راه ارزشها و راه صدارزشها،بعضی از مسافران متوجه می شوند که این راه بهترین راه است ادامه می دهند و رها می شوند ولی بعضی از مسافران هم ممکن است سفرشان طولانی شود که یک مسائلی در پشت پرده هست که ما خبر نداریم.

 یا من همسفر کنگره را خیلی دوست دارم خواسته و هدف هم دارم ولی با افرادی همنشین می شوم که نیروی منفی می دهند و من هم تحت تاثیر آنها قرار می گیرم ولی من سمیرا اگر آموزشها را درست گرفته باشم تا آخرش هم می آیم و حالم بد نمی شود اگر قرار است مسافر بعد از چند سال رها شود من اینجا به آرامش رسیده ام پس از سعی و کوشش خودم دست بر نمی دارم بعد از اینکه این سه مورد را انجام دادم باید سه تا کار دیگر هم انجام دهم یعنی وقتی راه مستقیم را پیدا کردم ۱-جبران خسارت از خودم ۲-جبران خسارت از خانواده ۳-جبران خسارت از جامعه. خودم را باور کنم تا دیگران هم مرا باور کنند من خیلی خسارت به خودم وارد کردم، تغذیه ناسالم داشتم، روز و شب به افکار منفی فکر می کردم که چرا این مسافر سر راه من قرار گرفت؟ اگر نبود من خوشبخت ترین آدم روی زمین بودم جمله ارزشمندی که خانم زهره می گفتند این بود که اگر مسافر را با همین خصوصیاتی که الان دارد تنها بگذاری و طلاق بگیری  یک شخص دیگر سر راهت قرار می گیرد که او هم همینطور است، برای جبران خسارت تغذیه ام را سالم می کنم، ورزش می کنم، افکار منفی را از خودم دور می کنم، من همیشه دیگران را مقصر می دانستم تا اینکه در جشن تولد مسافرم فهمیدم که در خدمت سربازی مصرف کننده شده پس خودم را درست کنم تا افکارم هم درست شود.

 جبران خسارت از خانواده من به خانواده ام خیلی آسیب وارد کردم همیشه نق می زدم الان در کنگره یاد گرفتم به مسافرم و خانواده ام محبت کتم  و عشق بورزم و تا هستیم قدر همدیگر را داشته باشیم. بچه هایم را طوری تربیت می کنم که به شخصیت پدرشان احترام بگذارند. برای جبران خسارت به جامعه زباله در جنگل ریخته ام، آشغالها را از ماشین بیرون ریخته ام که باید درستش کنم از جامعه توقع نداشته باشم. ببینم من برای جامعه چه کار کرده ام.

 همسفری که به کنگره می آید هیچ موقع ناامید نشود، اگر امید داشته باشد و در صراط مستقیم قرار بگیرد مسافرش را باور کند و حرکت کند راه برایش نمایان می شود و به رهایی می رسد. وقتی در صراط مستقیم قرار بگیرید و به خدا توکل کنید خدا هم از طریق القا به شما کمک می کند. وقتی سمیرا تغییر می کند کینه ندارد، برای کسی بد نمی خواهد، مهربان شده، بخشنده شده، نگاه بد به کسی نمی کند، خوشحال می شود با خوشحالی دیگران، خدا هم به خوشحالی من می افزاید با حرکت من و گرفتن آموزشها هم خودم به آرامش می رسم هم خانواده ام به آرامش می رسند.

 یک جمله ای خواندم  که وقتی داری روزهای سخت را می گذرانی و متعجبی که پس خدا کجاست یادت باشد استاد همیشه موقع امتحان سکوت می کند.

گل رهایی

همسفر فاطمه رهجوی خانم عفت

تا باد چنین بادا!

نویسنده: همسفر فخری

عکاس: همسفر فهیمه




طبقه بندی: گزارش جلسه خصوصی همسفران، 
[ جمعه 31 فروردین 1397 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ همسفر: سمیرا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کنگره 60 درمان اعتیاد
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :