تبلیغات
آینده روشن : همسفر سمیرا

آینده روشن : همسفر سمیرا
کنگره 60 درمان اعتیاد 
قالب وبلاگ
چت باکس


به نام خدا


لژیون نوزدهم  همسفران شعبه‌ شیخ بهایی در روز دوشنبه 96/8/22   با استادی

 همسفر سمیراوبا حضور  اعضای  لژیون و با دستور جلسه "سی دی قیاس "

 رأس ساعت16:45  برگزارشد.

Image result for ‫امین دژاکام‬‎

به ادامه مطلب مراجعه کنید...



 

خوشحالم که امروز هم در خدمت شما عزیزان هستم تشکر می کنم که هفته قبل در جشن گلریزان شرکت داشتید وهر چه در توانتان بود کمک کردید مطمئن باشید هزار برابر این کمک ها به شما بر می گردد .

بحث امروز ما در مورد سی دی قیاس است در ابتدای سی دی آقای امین فرمودندمسئله مهمی که در سفر دوم با آن برخورد می کنیم ودر مراتب بالای سفر دوم گریبان انسان را می گیرد تسخیر شدن است .

تسخیر :به معنای در اسارت چیزی قرار گرفتن .نیروهای منفی ما را محاصره می کنند ومشکلاتی را سر راه ما قرار می دهند وهمه درصور پنهان اتفاق می افتد وما چیزی را مشاهده نمی کنیم .

چه نیروهای است که در سفر دوم باعث توقف انسان می گردد ؟

ترس ،نا امیدی ،منیت ،خشم...چون در سفر دوم مسیر زندگی را مشخص کرده ایم که درصراط مستقیم وراه راست باشیم وآموزش ببینیم وخدمت کنیم چنین نیروهای سر راه ما قرار می گیرد.پیامبران ما هم هر کدام وبا ویژگی های که داشتند در این آزمون ها قرار می گرفتند مثلا یکی علم بالایی داشت ،یکی صبر ،یکی خلق نیکویی .....در واقع پیامبران نماد انسانهایی هستند که به مراتب بالایی می رسند وآزمایشات خاصی برای آنها طراحی می شود.

اگر ما بتوانیم این سنتهای الهی را بشناسیم می توانیم در سفر دوم از پس آزمایشات بر آییم وسر بلند باشیم .

در قسمت بعد سی دی آقای امین داستان موتزارت وسالیری را تعریف کردند که همه شما این داستان را بیان کردید که تفاوت دو نفر که یکی می خواست آهنگ ساز شود ولی پدرش مخالف بود وموقعی که پدرش لقمه در گلویش می افتد ومی میرد می گوید معجزه بود وشروع می کند به فعالیت کردن در موسیقی وبه درجات بالایی میرسد ودر ساختن تمام آهنگهایش از مسیح کمک می گرفت .

اما شخص دیگر موتزارت که از بچه گی در این عرصه بوده ودرسن کم آهنگهای زیبای ساخته واو عاشق خانواده بوده به آنها عشق می ورزیده وبه همه احترام می گذاشته وهمه را دوست داشته وبا حس سالمی که داشته آهنگهای که می خواسته بسازد سریع می ساخته وپر از معنا ومفهوم بوده.

روزگاز این دو را در مسیر هم قرار می دهد وسالیری که قبل از ورود موتزارت از جایگاه خوبی  برخوردار بوده وهمه اورا دوست داشتن همه با شنیدن آهنگهای موتزارت به طرف او میروند واینجا سر آغازی برای کینه ودشمنی وحسادت برای سالیری می شودکه با کارهای که انجام داده سختی ها ی زیادی برای موتزارت به وجود آورده واوررا به بدبخترین وفقیر ترین شخص در آورده.وسالیری هم با اینکه از مسیح کمک می گرفت بر اساس حسادت وقیاس کردن مجسمه مسیح را در آتش می اندازد

چرا یک انسان به این نقطه می رسد ؟چون می آییم تلاشی را که خودمان انجام می دهیم را دائما با تلاش دیگران مقایسه می کنیم وبعد اگر تلاشی را که ما کردیم بیشتر ار تلاش آنها بود ونتیجه بدتری بدست آوردیم آنوقت حسادت می کنیم وعقل انسان شروع به قیاس می کند .

 مثال همسفر  که من ممکن است زودتر از یک همسفر دیگر به کنگره آمده باشم وقتی می بینم او مشارکت می کند ،خدمت می کند وبا رفتار وکردارش همه اورا دوست دارند واحترام می گذارند شروع می کنم خودم را با او مقایسه کردن که چرا او اینطور است ومن نیستم ولی به این فکر نمی کنم که من تا بحال مشارکت نکرده ام ،خدمتی انجام نداده ام ....ولی مدام در حال قیاس هستم وبه او حسادت می کنم ودرونم چنگ وآشوب است ولذتی که باید از آموزشهای کنگره بگیرم را نمی گیرم وهر روز حالم بدتر می شود.

اشکال کار کجاست؟عقل کارش را درست انجام میدهد حتی عقل جزئی ولی مسئله اینجاست که خیلی وقتها داده هایی که ما از آن برای قیاس کردن استفاده می کنیم ناقص است تنها آن قسمت از تلاش دیگران را که با چشم می بینیم وارد محاسبات می کنیم وخیلی از تلاشی را که آنها می کنند را شاید ما اصلا نبینیم یا متوجه آن نباشیم.

پس اول داده ها واطلاعات ما کاملا غلط است چون ما بطور کامل از تلاش انسانهای دیگر خبر نداریم .ثانیا ما در کنگره یاد می گیریم که حیات وزندگی تنها در این دنیا نبوده وما از تولدهای قبلی وحیاتهای پیش خبر نداریم .

وقتی ما این قیاس ها را انجام می دهیم نتیجه اش این می شود .

1:ما یک احساس نفرت وبیزاری نسبت به آن شخص پیدا می کنیم.

2:اگر نسبت به آن شخص پیدا نکنیم یک احساس نفرت وبیزاری نسبت به خداوند پیدا می کنیم.

3:اگر  خیلی خوب باشیم از خودمان بیزار می شویم.

این قیاسها بهانه ای است تا نفس قدرت را بدست بگیرد .یعنی نفس اماره دنبال فرصتی می گردد تا شرایط مناسب برای خودش را بدست آورد .به طور مثال شرایطی را به وجود می آورد که در جلسات وکار گاههای آموزشی شرکت نکند برود در کوچه ،در خواب باشد واصلاکنگره نیاید این شرایط مساعد برای نفس اماره است .

با این قیاسها عقل را در پرتگاه سقوط قرار می دهد با آوردن قیاس ،اطلاعات ناقص ،دانایی ناقص،حال خراب همه اینها با هم جمع کنیم ببینید چه می شود.

حس اولین نیروی بکار گیری قوه عقل است ومثل سوخت می ماند برای اتومبیل .نفس هم یک چیزی پیدا می کند شبیه بنزین ومی دهد به عقل در تمامی نقاطی که انسان توسط نفس بایکوت می شود همگی دو راهی انتخاب است ویکباره اتفاق نمی افتد همیشه این دو راهی اتخاب وجود دارد وهنگامی که سالیری آهنگ های موتزارت را می خواند وگریه هم می کند آنجا به حس خود توجهی نمی کند ومی چسبد به قدرت وقدرت را انتخاب می کند .

چرا آثار بزرگان بعد از چندین سال ارزش پیدا میکند ؟

آثار موتزارت بعد از پنجاه سال پس از مرگش ارزش پیدا می کندچون در آن زمان بستر مناسب برای هنرش به وجود نیامدکه مردم را جذب کند امروزه در دنیا علم وآثار هنری زیادی وجود دارد ولی ما با هیچ یک از آنها در ارتباط نیستیم .علتش این نیست که علم وآگاهی وحقیقت وجود ندارد بلکه علت پراکندگی آنهاست همین قرآن که سراسر حکمت است هیچ میلی به یادگیری آن نداریم وفقط به عنوان تزئین ویا حفاظتی از آن استفاده می کنیم .

انسان همانند یک زمین است که اگر بخواهیم چیزی را درک کنیم باید بستر زمین را فراهم کنیم واز هر گونه سنگ وکلوخ پاک سازیم آنگاه که شرایط در درون ما به وجود آمد وآن آگاهی به وجود آمد مثل بذر کاشته شده در زمین است آن وقت شروع به جوانه زدن می کند .

(لیس انسان الا سعی)برای انسان چیزی نیست جز آنچه که از راه تلاش وکوشش بدست می آورد بر می گردد.

قیاس بر اساس اطلا عات بسیار غلط وناقص است ما از گذشته خود اطلاعی نداریم ولی نمی دانیم که به زمین برای چه کاری آمده ایم وقرار است به کجا برویم واز فرمانی که به من داده شده ویا از فرمانی که به دیگران شده اطلاعی نداریم .

قیاس در انسان یکی از ابزارهای اصلی ومهم وکاربردی نفس اماره است وبرای اینکه انسان را به طور کلی از مسیر حیات خود گمراه کند.ودر اینجا شروع به نقشه کشیدن می کنیم مثلا نقشه می کشدکه چگونه شخصی را خراب کنم در این موقع نیروهای منفی هم به کمک ما می آیند وآن وقت با نیروهای منفی پیوند برقرا می کنیم .

 به همین دلیل است که وقتی به سمت تاریکی حرکت می کنیم وبا توبه بر می گردی ودر راه مستقیم قرار می گیری نیروهای منفی فشار زیادی اعمال می کنند تا شما را ازاین راه منصرف کنند .

وقتی قدم در راه ضد ارزش می گذارید دیگر کنترل اراده عقل وحس شما در دستتان نیست ودرهای شهر وجود ی باز شده اند ونیروهای بازدارنده در آن لانه کردند وذهن انسان دیگر امن نیست.

چگونه حسادت را درمان کنیم تا دچار قیاس نشویم؟انسانهای که زیاد خواه هستند وهمه چیز را برای خود می خواهند بیشتر دچار حسادت می شوند حسادت ریشه در منیت فرد دارد .برای درمان حسادت باید این صفت را در خود ببینم وبپذیرم که آدم حسودی هستم وبا بالا بردن دانایی دید خود را عوض کنم وبپذیرم در هر جایگاهی که هستم عین عدالت است.

اعتیاد چگونه می تواند در درون ما زندگی کند ؟

زمانی که انسان دانایی نسبت به اعتیاد پیدا نکند وقتی که به کنگره می آییم در واقع می خواهیم آگاهی خود را بالا ببریم البته اگر به موقع در جلسات شرکت کنیم ،مشارکت کنیم ،خدمت کنیم ومهم تر از همه طبق برنامه حرکت کنیم .

نیروهای بازدارنده بیشتر روی افرادی که هوش واستعدا د دارند متمرکز می شوند ونیروهاوکمک های خودشان را بیشتر به این دسته افراد نشان می دهند تاآنها را به طرف خودشان بکشند وآدمی که هیچ هنر واستعدادی ندارد به درد نیروهای بازدارنده نمی خورد .

امیدوارم در کنگره آموزش بگیریم وآنها را اجرایی کنیم ومبادا خودما ن را با دیگران قیاس کنیم باید این را بدانید در کنگره اگر حست سالم باشد از پیشرفت وموفقیت دیگران خوشحال می شوی وتلاش می کنی که شما هم موفق باشید.

سی دی هفته آینده :دیپلماسی




طبقه بندی: برداشت و نوشتار سی دی ها، 
[ شنبه 27 آبان 1396 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ همسفر: سمیرا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کنگره 60 درمان اعتیاد
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :