تبلیغات
آینده روشن : همسفر سمیرا

آینده روشن : همسفر سمیرا
کنگره 60 درمان اعتیاد 
قالب وبلاگ
چت باکس


خلاصه سی دی علم 2

از آقای امین دژاکام


باید علم یادبگیرد باید زیبایی های خلقت را تجربه کند باید ....

ما باید حواسمان جمع باشد که هر چیزی علم نیست و هر قانونی علم محسوب نمی شود و نشانه اش این است که علم یک محصول  دارد یک میوه ای دارد اگر در اجتماع قرار بگیرد ، اگر به کسی داده شود باید در او تحول ایجاد کند حالا این به چه صورت انتقال پیدا می کند  علم در آموزش قابل انتقال است ،یعنی این طور نیست که من بروم در یک کوهی بنشینم و در تنهایی بنشینم و مدام فکر کنم ، فکر کنم تا به علم من اضافه بشود، تجربه را می شود به تنهایی انجام داد ،تفکر  را می شود به تنهایی انجام داد ولی آموزش را به تنهایی نمی شود انجام داد ، حتما باید استاد و مربی وجود داشته باشد و آن علم را به ما انتقال بدهد.

 من در آخر سی دی علم 1 در مورد قرون وسطی صحبت کردم . چرا این مثال زدم؟ چون یک عمری است که در تمام دنیا به عنوان تاریک ترین عصر آن را می شناسند یعنی یک دورانی است که در آن دوران بشریت بیشترین آسیب ها را دیده  و زمانش  هم زمان کمی نبوده حدود هزار سال بوده . من می خواهم بگویم که چه تفکری باعث شده که چنین عصری به وجود بیاید قبل از قرون وسطی مقارن  می شود با امپراطوری  رم که اصلا چنین وضعیتی وجود نداشت قبل از آن هم تمدن یونان باستان که آن هم عصر حکمت و دانش بود حالا چه طور شد؟ این چنین عصری متولد می شود؟چطور به وجود می آید ؟علتش چیست؟ علت آن چیزی نیست جزء یک سری تحریفانی که در یک سری  تعالیم الهی بوجود آمده  است  قرون وسطی همزمان است با قدرتمند  شدن کلیسای مسیحیت  یعنی هر چقدر که می گذرد  قدرت مالی و قدر ت فرماندهی   در اختیار کلیسا  قرا می گیرد و این وضعیت رشد می کند.

یک تفکری  که حاکم بوده  این  بود که ما انسان ها اشرف مخلوقات هستیم یعنی  مهم ترین  موجودات خداوند هستیم.

یک تفکر دیگری که حاکم بود این بود که ما کسانی هستیم که ارتباط مستقیم با خدا داریم.

اگر به علم آن زمان نگاه کنیم می گفتند زمین مرکز کائنات  است بقیه صور فلکی دور زمین هستند و همه چیز دارد دور زمین حرکت می کند یعنی زمین مرکز عالم است و این تفکر این قدر قدرتمند بود که هیچ کس جرات نداشت که بیاید و بگوید  چنین چیزی وجود ندارد یا مدل دیگری ارائه  دهد.

مسیحیان یک تفکراتی داشتند و اعتقاد داشتند که مسیح پسر خداست که اگر  کلام الله شریف را نگاه کنیم خداوند از مسیح می پرسد (سوره آل عمران)  تو به مردم گفتی که من ومادرم را مثل دوتا خدا پرستش کنید تو چنین حرفی زدی؟ حضرت مسیح  در جواب می گویند می دانید که من چنین حرفی نزدم چرا که تو به ذات من آگاهی ولی من به ذات تو آگاه  نیستم چیزی  را که به  آن آگاهی ندارم در حق من نیست نمی توانم بیان کنم و تو می دانی  که من چنین  صحبتی نکردم در جایی دیگر اشاره می کند که می گوید مسیح پسر خداست  می گوید  این حرفی که شما می زنید اینقدر سنگین است که می خواهد  آسمان ها از همدیگر متلاشی بشوند  چرا چنین حرفی را در آوردند؟ علتش چیست؟

اگر یک آدمی بخواهد خودش را مهم جلوه بدهد می گوید  راهنمای  من اصلا رودست ندارد اصلا یک کنگره 60 است و یک راهنمای من اصلا یک چیز دیگر است وغیره یا کنگره را می برد بالا اما او هدفش احترام گذاشتن نیست او هدفش این است که اورا اینقدر بالا ببردکه خودش هم چون چسبیده به اوست خودش هم خیلی بالا برود ولی وقتی خیلی بالا رفت خیلی از کارها را می تواند در ان سطح خیلی بالا بالا انجام دهد عکس این مطلب هم صادق است سیستم کلیسای مسیحیت را به وجود آورد خواست تا همه چیزهای را که هست در اختیار بگیرند تفکر دیگری که وجود داشت این بود که خیلی مخالفت می کردند که زمین مرکز کائنات است هر چه هم شما بگویید قابل قبول نیست.

و اگر کسی با کارهای آنها مخالفت می کردند سزای مجازات سنگین بود.آنها می خواستند با این کارها وحرفها دیگران حقیقت را متوجه نشوند پس برای این که از حقیقت موضوع سر در نیاورد راهش این است که حقیقت را درک نکنند،علم را در ک نکنند تا با خیال راحت سر جای خودشان باقی بمانند.اما این تفکر که زمین مرکز کائنات است از کجا ناشی می شود؟از کجا به وجود می آید؟از تفکر خود مرکز بین انسان ناشی می شد یعنی انسان آن قدر خودش را مهم می دانست که می گفت من این قدر مهم هستم که تمام این آسمانها باید دور من بچر خند افرادی هم مانند گالیله ،نیوتن......آمدندوگفتند اصلا این طور نیست کلیسا به شدت با این قضیه مخالفت کرد .چرا مخالفت کرد؟آن موضوع چه اهمیتی دارد؟این موضوع به خودی خودش اهمیت ندارد این تفکری که آنها به واسطه آن می توانستند قدرت خودشان را حفظ کنند.

چرا پزشکان در مقابل سم زدایی مخالفت نمی کنند؟ چون به واسطه آن قدرت ودرآمد خودشان را از دست می دهند به خاطر همین به آن تفکر مخالفت نمی کنند.

 در رنسانس اول علم آمد یا هنر ؟اول هنر آمد در سال های 1400تا 1500می دانید اولین نفر چه کسی آناتومی بدن را پابه گذاری کرد؟ لئوناردو داوینچی

تقریبا دویست سال هنر زودتر از علم در اروپادر رنسانس جوشید وبه وجود آمد علتش هم این است که ما می گوییم حس اولین قوه به کار انداختن عقل است اول حس می آید وبعد عقل را به کار می اندازد .عقل شروع می کند به کار کردن وتفکر کردن درست وبعد از علم را تولید می کند چون اول حسم می آید هنر  زوتر از آن خارج می شود و شروع می کند به تولید شدن و تکثیر شدن این ها را کنار هم قرار بدهیم به این نتیجه می رسیم که آن اندیشه ای که انسان خود مرکز بین باشد و خودش را در جایگاه  بالا بخواهد  حفظ کند  و دنبال قدرت  باشد دقیقا نقطه مقابل علم است وقتی علم  در جهان زیاد می شود انرژی زیاد می شود پس اگر ما بخواهیم تولید انرژی داشته باشیم باید تولید علم داشته باشیم حالا ابن یک چیز کلی است  موقعی که ما بتوانیم یکسری قوانین جدید را کشف کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این قوانین جدید  باعث می شود که اصلا اقتصاد عوض شود و دگرگون شود اگر انسانی سطح انرژی اش را بالا ببرد باید چکار کند؟ باید علم یادبگیرد باید زیبایی های خلقت را تجربه کند باید علم یاد بگیرد بخاطر همین است که پیامبر اسلام می فرمایند: ز گهواره تا گور دانش بجوی.

با احترام همسفر سمیرا 




طبقه بندی: برداشت و نوشتار سی دی ها، 
برچسب ها: کنگره 60،  
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ] [ 07:09 ب.ظ ] [ همسفر: سمیرا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کنگره 60 درمان اعتیاد
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :